
من زنم. اما زنی که زنیت نکرد. من زنم اما همیشه زن ها را با حسرت نگاه کردم. در نوجوانی از خاطرات بلوغ و حرفهای در گوشی بی بهره بودم و در جوانی از شمارش روزهای تخمک گزاری و انتظار ماهانه برای مادرشدن و حرفهای یواشکی با بقیه زنهای در حال اقدام. من زنم اما هرگز بی بی چک ندیده بودم و خیلی چیزهای دیگر. من زنم اما هرگز ننشستم در مورد بچه های آینده اما با فکری که عاشقانه پرواز میکند اندیشه کنم و برایشان اسم انتخاب کنم و رنگ سیسمونی. من همیشه چشمهایم را به ویترین مغازه های کفش بچه گانه بسته ام من زنم و گفته اند خداوند مرا دوست تردارد. ولی خدا قلب مرا به حال خود واگذا...
ادامه مطلب