خرید بک لینک
پاهایم درد میکند و بخصوص قوزک پا!

کمرم تیرمیکشد

چشمهایم تار میبیند

حتی انقدرخسته ام که یارای حرف زدن با محمد را ندارم

فقط میتوانم در جواب خنده های مهربان روزش بخندم و خداراشکرکنم

که پس از پایان شبی که تماما دلدرد بود و گریه میکرد

دارد میخندد

این شبهای جان فرسا کی تمام میشود؟

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:3 توسط صبور |

برچسب: نویسنده: علی قاسمی تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 1:27

صفحه بندی